صبح بر میخیزم از خاک
نمازم را با پروانه های پر سوخته میخوانم
و تعقیباتم را با شمع ایستادگی
به باغ میروم و به گلها سلام میکنم
انها شادمانه جوابم را میدهند
سار و قناری و بلبل و طرقه همه با هم سرود میخوانند
اوازشان جاری است
بعد ظهر میشود و با خورشید نماز میخوانم
ساعتی بعد با ماه و ستاره های بیشمار
چه اشتیاق بزرگی دارم در
پگاه و سحر خدا را ملا قات کنم
کلمات کلیدی:
من با باران امدم
از اسمان همراه قطره ها
بارود جاری شدم
کنار کوه قوی شدم
و به دریا رفتم
و بعد اقیانوس شدم
من از قطره ها ( تواضع و کوچکی )
از باران( با هم بودن و پاکی )
از رود ( سرود )
از کوه( شکوه ) گرفتم
من از دریا (تلاطم و تلاش )
و از اقیانوس ( عمیق بودن و بزرگی ) اموختم
*****
تو با نور امدی
با خورشید
با ماه
با ستاره ها
از خورشید( گرمی)
از ماه (رقص اسمان)
از ستاره (درخشش )
را اموختی
بعد با من همراه شدی
من به تو( اب )دادم
(سرود و اواز )
(شکوه و رفعت)
و( عمق و ازادی)
و از تو ( زندگی ) اموختم
و ( برازندگی )
و ( فرزانگی)
و(عشق )
و( ازادی )
سلام بر تو و سلام بر عشق
سلام بر تو و سلام بر ازادی
18 مهر 1401
کلمات کلیدی: